احکام ضد انساني و خلاف حقوق بشري ميرزا علي محمد باب شيرازي :
بهائيان، ميرزا علي محمد را مهدي موعود اسلام و همه اديان الهي دانسته و علاوه بر آن وي را موسس شريعت جديد بابيه و مبشر به ظهور دين بهاالله معرفي ميکنند.ببينيم اين شخص والا مقام والهي ( به تعبير بهائيت) چه ميگويد:
1- ص 30 کتاب بيان فارسي : لايجوز التدريس في کتب غير البيان.
هيچگونه مجوزي براي تدريس هر کتابي غير از بيان داده نميشود!؟
2- ص135 کتاب بيان فارسي: در وجوب خراب نمودن بقاع (متبرکه) قبل از هر ظهور توسط ظهور بعد
3- ص 157 کتاب بيان فارسي: مصادره نمودن اموال افراد غير متدين به بيان
4- ص159 کتاب بيان فارسي: کليه غنائم ( که از جنگ بابيها با مسلمانان بدست مي آيد) متعلق به باب ( ميرزا علي محمد) است.
5- بيان فارسي: بر هر پادشاهي که در دين بابيه به سلطنت مي رسد واجب است احدي از غير بابيها را بر روي زمين زنده نگذارد.
6- ص193 بيان فارسي: بر پنج قطعه زمين غير از بابيها نبايد زندگي و سکونت کنند
7- ص198 بيان فارسي: في حکم محو کل الکتب کلها الا ما انشات اوتنشي في ذلک الامر : در حکم محو و نابودي کليه کتب مگر کتب نوشته شده در مورد بابيت.
اعتراف عبدالبها به احکام ضد حقوق بشري ميرزا علي محمد باب:
کتاب مکاتيب- جلد1-صفحه266:
" در يوم ظهور حضرت اعلي ( ميرزاعلي محمد) منطوق بيان( عبارت بود از: ) ضرب اعناق( گردن زدن غير بابيها) حرق کتب ( سوزاندن کتابها) و اوراق و هدم بقاء و قتل عام الا من امن و صدق ( غير بابيان) بود" خوانندگان گرامي مشاهده نمايند که مهدي موعود مورد ادعاي بهائیان که بایستی موجب سعادت و خوشبختی جوامع بشری و آرامش روحی و روانی جامعه و منادی وحدت و یکرنگی باشد، چگونه حکم قتل و غارت انسانها و سوزاندن سایر کتب را میدهد و روی امثال چنگیزخان مغول را سفید می نماید.
این احکام به حدی شرم آور است که رهبران بهائیت مجبور شده اند بگویند دین بهائی از دین بابی جداست و به همین علت با آن همه مقامی که برای میرزا علی محمد باب قائل بوده و محل تولد وی در شیراز هم به عنوان محل حج آنان برایشان واجب می باشد ٬از چاپ و نشر کتب باب مخصوصا بیان فارسی و بیان عربی خودداری می کنند.
حال ببينيم جناب ميرزا حسينعلی نوری که خود را پيغمبر جديد و مدعی دين مدرن و جديد برای بشر قرن بيست و يکم و قرون آتی می داند چه دستاوردهائی را به بشريت تشنه عدالت و آسايش به ارمغان آورده است و چگونه به تساوی حقوق زن و مرد و صلح و عدالت جهانی عمل می شود :
1- طاهر کردن نجاسات در صورتی که آب موجود نبود با گفتن 5 مرتبه " الله اطهر" به طرف شیء نجس، پاک و طاهر می گردد.( صفحه 5 کتاب اقدس)
2- تحريم نماز جماعت و امر به معروف و نهی از منکر( در صفحه 5)
۳- زنان شايسته بجا آوردن حج بهائی نيستند: قد حکم الله لمن استطاع منکم حج البيت دون النساء(صفحه 10)
خوانندگان محترم مطلع باشند که حج در نزد بهائيان، زيارت خانه ميرزا علی محمد باب!!؟ در شهر شيراز و باغ رضوان در بغداد ( محل اقامت و ادعای نبوت ميرزا حسينعلی) و قبله آنان، قبر ميرزا حسينعلی در عکای اسرائيل است. يعنی بهائيان دارای دو کعبه هستند!!؟؟ و برای اولين بار قبر يک انسان، قبله بشريت مدرن شده است.
۴- بيت العدل محل جمع آوری پول زنا و روابط نامشروع ميان زن و مرد به طور نامحدود است.
" قد حکم الله لکل زان و زانيه ديه مسلمه الی بيت العدل و هی تسعه مثاقيل من ذهب و ان عادا مره الاخری عودوا بضعف الجزاء"(صفحه15)
اگر مرد و زنی مرتکب زنا شدند مقدار 9 مثقال طلا به بيت العدل می دهند و بخشيده می شوند و اگر هوس کردند برای بار دوم روابط نامشروع برقرار کنند مقدار دوبرابر ( 18 مثقال) طلا به بيت العدل هديه می کنند و با همين فرمول به روابط نامشروع خود ادامه می دهند و صندوق بيت العدل را با مثقالهای طلا پر می کنند و حدی براين عمل حرام متصور نيست.( يعنی ناموس بهائی 9 مثقال طلا ارزش دارد؟؟)
۵- دستور سوزاندن و آتش زدن انسانها به جرم ايجاد حريق:
من احرق بيتا متعمدا فاحرقوه و من قتل نفسا فاقتلوه ( صفحه 18)
کسی که عمدا خانه ای را آتش زد پس او را با آتش بسوزانيد و اگر کسی مرتکب قتل شد او را بی درنگ بکشيد.
۶- اجازه ازدواج يک مرد با دو زن و استفاده از کنيز و به استخدام در آوردن دختران دوشيزه برای خدمت رسانی به مردان!!؟؟
قد کتب الله عليکم النکاح اياکم ان تجاوزوا عن الاثنتين و الذی اقتنع بواحده من الاماء استراحت نفسه و نفسها و من اتخذ بکرا لاباس عليه
آيا اينست مفهوم تساوی زن و مرد در بهائيت؟ آيا به نظر بهاالله، زن همچنان کنيز و مستخدم مرد بايد باشد؟ آيا اينست مفهوم وحدت عالم انسانی؟؟
۷-اجسام و اشياء نجس در نزد بهائيان٬ طاهر و پاک هستند:
وکذلک رفع حکم دون الطهاره عن کل الاشياء( صفحه 21)
۸-نا مشخص بودن ازدواج با محارم و عدم وجود حکم شرعی محارم در بهائيت
قد حرمت عليکم ازواج آبائکم( صفحه 30)
جناب ميرزا حسينعلی فقط ازدواج با زن پدر را حرام اعلام کرده و در مورد ازدواج با ساير محارم حکمی ذکر نکرده است. آيا عدم ذکر، دليل بر جواز ازدواج با محارم نيست و اصولا محارم در بهائيت چه کسانی هستند.
۹- حکم غير عملی در مورد ناراحت و محزون کردن ديگران :
من يحزن احدا ان ينفق تسعه عشر مثقالا من الذهب (صفحه 39 )
اگر فردی را محزون و ناراحت کرديد بايستی 19 مثقال طلا انفاق کنيد
از همه حقوقدانان و دانشمندان علم قضاوت دعوت می شود نحوه اجرای اين حکم را تبيين نموده و به بشريت عصر اتم و فضا و فنآوری اطلاعات هديه کنند.
جالب اينجاست که حکم زنا و هتک ناموس يک دختر 9 مثقال طلا و حکم شکستن دل ديگران 19 مثقال طلا می باشد!!؟ حکم نقص عضو در بهائيت چيست؟ وصدها سوال دیگر ...